نعمی

لغت نامه دهخدا

نعمی. [ ن ُ ما ]( ع اِ ) نعمت. تن آسانی. فراخی. دست رس نیکو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خفض. دعة. مال. ( اقرب الموارد ). || آنچه کرده شود از نیکوئی در حق کسی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || نعمی عین؛ نعام عین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به نعام شود.

جمله سازی با نعمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در هیچ مرادی ز تو آری نشنیدیم آخر نعمی بایدمان تا کی ازاین لا