نعالی

لغت نامه دهخدا

نعالی. [ ن ِ ] ( ص نسبی ) کفش ساز. نعلین ساز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نِعالی شود. || ( اِ ) کفش. پااوزار. ( ناظم الاطباء ).
نعالی. [ ن ِ لی ی ] ( ع ص نسبی ) این انتساب عمل وفروش نعلین و انواع پاپوش را می رساند. ( از سمعانی ).منسوب به نِعال. نَعّال. نعلبند. نعلساز. کفش ساز.
نعالی. [ ن َع ْ عا ] ( حامص ) شغل و عمل نَعّال. نعلبندی.

فرهنگ فارسی

این انتساب عمل و فروش نعلین و انواع پاپوش را می رساند. نعل گری. کفش سازی. یا نعل بندی. عمل نعال که نعل بر ستور بندد.

جمله سازی با نعالی

💡 آیا بود که صف نعالی بما رسد چون بر بساط وصل زنند اهل قرب صف

💡 آیا بود که صف نعالی به ما رسد چون بر بساط وصل زنند اهل قرب صف

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز