نظور
مترادفها
دید، نظر، بینایی
لغت نامه دهخدا
نظور. [ ن َ ] ( ع ص ) مهتر که مردم دست نگر او باشند و به وی نگرند در هر امور. نظورة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مهتری که مردم در هرکاری به وی نگرندو دست نگر او باشند. ( ناظم الاطباء ). مهتر منظورالیه هر قوم و جماعت. ( از اقرب الموارد ). ناظورة. نظیرة. نظورة. ( متن اللغة ). || آن که باز نگرداند نگاه را از آن که دوست دارد آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و یا از کسی که وی را محزون می کند. ( از ناظم الاطباء ). من لا یغفل النظر الی ما اهمه، و فی القاموس: الی من اهمه، و عبارة الاساس: لایغفل عن النظر فیما اهمه. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مهتر که مردم دست نگر او باشند و به وی نگرند در هر امور ٠ نظوره ٠ مهتری که مردم در هر کاری به وی نگرند و دست نگر او باشند ٠ مهتر منظور الیه هر قوم و جماعت ٠ ناظوره ٠ نظیره ٠ نظوره ٠ یا آن که باز نگرداند نگاه را از آن که دوست دارد آنرا ٠
جمله سازی با نظور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۶۴ برای بخشی از محدوده اراضی نمکابرود طرح توسعه تهیه گردیدهاست. این طرح بر اساس ساختار شبکه اصلی خیابانهای موجود شکل گرفتهاست که متشکل از یک حلقه اصلی و خیابانهای ارتباطی فرعی است. حلقه اصلی به قطعات مسکونی پیوند میخورد. این حلقه در گوشه جنوب شرقی قطع شدهاست و جهت تکمیل راههای ارتباطی یک بلوار جنوبی شمالی- جنوبی در مرکز شهرک به عنوان مرکز محور مجهز شهری با عرض متوسط ۳۰۰ متر جهت ارائهٔ خدمات مورد نیاز در مقیاس ناحیه و با نظور نمودن جمعیت سربار ناشی از بازدیدکنندگان پیشبینی شدهاست که حدود ۵۳ هکتار وسعت دارد. این بلوار به محلههای مسکونی پنجگانه شهرک که در دو نوار غربی و شرقی در طرفین ناحیه مرکزی قرار گرفتهاند، سرویس میدهد.[نیازمند منبع]