نظرستان

لغت نامه دهخدا

نظرستان. [ ن َ ظَ رِ ] ( اِ مرکب ) پر از نظر. پر از نگاه. سراپا نگاه:
خویش را خوانم از ارباب نظر می رسدم
دیده از شوق تماشا نظرستان گشته ست.ظهوری ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پر از نظر. پر از نگاه. سراپا نگاه.

جمله سازی با نظرستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرو برم چو قلم سر ببحر تاریکی که تا برآرم درّی نظرستان روشن

💡 فراخ گام چواندیشه،دوربین چوطمع نظرستان چونکویی خجسته پی چویسار

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز