نظامت
مترادفها
نظم، ترتیب، قاعده، شیوه، روش
لغت نامه دهخدا
نظامت. [ ن ِ م َ] ( از ع، اِمص ) ناظمی کردن. انتظام کاری را به عهده داشتن. امور مدرسه یا مؤسسه ای را ترتیب و سامان دادن. عمل ناظم مدرسه و مانند آن. رجوع به ناظم شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ناظم بودن شغل و مقام ناظم: [نظامت دبستان ]. توضیح این کلمه را از [ ناظم ] و [ نظام ] ساخته اند ولی در عربی نیامده.
جمله سازی با نظامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امروز تویی کز غو شیپور نظامت خوارزم خدا را نشود خواب میسر
💡 ادیب کامل آقای مظهر کرمانشاهی از اعضای انجمن و نظامت داشتهاند، اخیراً به سبب شعبه تجارتی که در کردستان دارند به کردستان رفته در تصفیه امور خود مشغول هستند.
💡 سرور از کودکی شعر میگفت و شعر بزرگان را حفظ میکرد و از نوجوانی شعرهای او در نشریههای گیلان چاپ میشد. سرور مدرسه را زود به پایان رساند و با وجود سن کم آموزگار نخستین دبستان دخترانه دولتی لاهیجان شد و به زودی نظامت مدرسه را برعهده گرفت. او پدرش را در ۱۳ سالگی و مادرش را در ۱۵ سالگی از دست داد.
💡 تویی دوحۀ فضل و خواجه نظامت برین دوحۀ سایه گستر شکوفه