نشنفتنی

مترادف‌ها

ناگوش‌کردنی

متضادها

شنیدنی

لغت نامه دهخدا

نشنفتنی. [ ن َ ش ِ ن ُ ت َ / ن َ ن ُت َ ] ( ص لیاقت ) ناشنیدنی. نشنیدنی. مقابل شنفتنی.

جمله سازی با نشنفتنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غُصّه ‌ها دارم نا گفتنی از دور سپهر قصه‌ها دارم نشنفتنی از جور قدر

💡 اتفاقاتی که در پشت صحنه این پروژه بزرگ رخ داد، برای اکثر کارکنان و مدیران شرکت کاملاً نشنفتنی و فراتر از تصور بود.

💡 او داستان‌های بسیار عجیب و نشنفتنی از سفرهایش به سرزمین‌های دوردست را برای ما تعریف کرد که همه ما را شگفت‌زده کرد.

💡 ماجرا به شکلی پیچیده پیش رفت که نتایج آن برای هیچ‌کدام از ناظران، اصلاً نشنفتنی و غیرقابل باور به نظر نمی‌رسید.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران