ندامانی
مترادفها
رفیق، همدم، یار، همراه
متضادها
دشمنان، غریبهها، مخالفان
لغت نامه دهخدا
ندامانی. [ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به ناصرالاسلام ندامانی شود.
جمله سازی با ندامانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از این دست میتوان به سپهدار تنکابنی اشاره کرد که پس از واقعه باغ مدیریه و به محض اینکه وکیل التجار یزدی و ناصرالاسلام ندامانی مأمور شدند تا به تنکابن رفته و از او بخواهند رهبری مجاهدین شمال را به عهده بگیرد، به سرعت این پیشنهاد پذیرفت و بلافاصله با چند تن از نزدیکان خود و حدود پانصد نفر تفنگچی وارد رشت شد و اداره امور فرماندهی نیروهای انقلابی را به دست گرفت و برای فتح پایتخت به سوی تهران حرکت نمود.