نارو زدن

لغت نامه دهخدا

نارو زدن. [ رَ / رُو زَ دَ ] ( مص مرکب ) نارفاقتی کردن. شرط رفاقت به جای نیاوردن. خیانت ورزیدن. تقلب کردن. فریب دادن.
- نارو زدن به کسی؛ به او خیانت کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ناجوانمردانه رفتارکردن باشد کردن حقه زدن بدوست و آشنا: [ چون فهمید باو ناروزده اند بسیار عصبانی شد ]

جمله سازی با نارو زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فصل اول کتاب با کمندعلی‌بک آشنا می‌شویم و می‌بینیم چگونه صاحب کندو می‌شود و کندوها را تکثیر می‌کند و باز هم تلاش می‌کند تابا نارو زدن به زنبورها روزگارش را رونق دهد.

زرنیخ یعنی چه؟
زرنیخ یعنی چه؟
جغ جغ یعنی چه؟
جغ جغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز