لغت نامه دهخدا
میوه دادن. [ می وَ / وِ دَ ] ( مص مرکب ) ثمر دادن.اِثمار. ( دهار ). میوه آوردن. بار دادن:
نخلی که میوه ای ندهد خشک بهتر است.صائب تبریزی.و رجوع به میوه شود.
میوه دادن. [ می وَ / وِ دَ ] ( مص مرکب ) ثمر دادن.اِثمار. ( دهار ). میوه آوردن. بار دادن:
نخلی که میوه ای ندهد خشک بهتر است.صائب تبریزی.و رجوع به میوه شود.
ثمر دادن اثمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گیاه مانند همه کدوها، پربار است و به صورت یکساله میروید. این گیاه همچنین خاردار با خارهای کوچک شبیه کدو سبز است. میوه آن تقریباً کروی و ۵–۸ سانتیمتر قطر دارد. دانهها را نیز میتوان بو داده و خورد کرد. تیندا نام مستعار معروفی در میان خانوادههای پنجابی در هند و پاکستان است. میوههای سبز رنگ و به اندازه سیب به شکل گرد صاف و ۵۰ تا ۶۰ گرم وزن دارند. گیاهان سرزنده، مولد هستند و ۷۰ روز پس از کاشت شروع به میوه دادن میکنند.
💡 تمشک سنگی گیاهی پایا با ساقههای دوساله است که بعد از میوه دادن در دومین سال از بین میروند.ساقهها ریشههای هوایی درازی را در نوک خود برای ایجاد گیاهان جدید تولید می کنند.ساقهها زبر هستند و خارهای کوچک زیادی دارند.