لغت نامه دهخدا
میهمان نواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مهمان نواز:
وان مهتر میهمان نوازش
می داشت به صد هزار نازش.نظامی.و رجوع به مهمان نواز شود.
میهمان نواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مهمان نواز:
وان مهتر میهمان نوازش
می داشت به صد هزار نازش.نظامی.و رجوع به مهمان نواز شود.
( صفت ) کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرارمیدهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردمان منطقه خورگام به دلیل تاریخ و گذشته کهن شان از آداب و سنن غنی وپر باری برخوردارند بسیار میهمان نواز و خون گرم بوده نان و غذاهای مخصوص به خود را پخت میکنند مراسم جشن و عروسیهای آنان بسیار باشکوه برگزار میشود
💡 همانگونه که اشاره شد شغل اصلی مردم میهمان نواز و مهربان این روستا کشاورزی و دامداری است.