لغت نامه دهخدا
میمم. [ م ُ ی َم ْ م َ ] ( ع ص ) پیروزی یابنده بر مطلب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
میمم. [ م ُ ی َم ْ م َ ] ( ع ص ) پیروزی یابنده بر مطلب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
پیروزی یابنده بر مطلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجلوه، دالم الف شد، بخنده میمم سین نوید داد چو پیکم از آن دو پیکر سیم
💡 نون ابروی تو بینم در نظر روشنی عین چون میمم توئی
💡 من مصحف کریمم، در لام فضل میمم من آیت عظیمم در هیچ شان نگنجم