میربار

لغت نامه دهخدا

میربار. ( اِ مرکب ) رئیس تشریفات دربار. حاجب بار. آنکه مردم را برای آمدن به حضور پادشاه بار می دهد. ( ناظم الاطباء ). آن که مردم را بار دهد برای آمدن به حضور و این را در هندوستان داروغه دیوانخانه گویند. ( آنندراج ):
داری سپهر هفتم و جبریل معتکف
داری بهشت هشتم وادریس میربار.خاقانی.رحمت میربار جلال اوست و عزت پرده دار کمال او. ( راحةالصدور راوندی ).
گفته ای ای میربار قصه شهری بشاه
حال غریبان بگوی نوبت ایشان رسید.میرحسن دهلوی.

جمله سازی با میربار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطف تو حاجب و کرمت میربار بود بی پایمرد چاکرت ایدر نیامدست

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز