لغت نامه دهخدا
میراو. ( اِ مرکب ) میراب. ( ناظم الاطباء ). میرآب که در عرف میربحر گویند. ( آنندراج ). و رجوع به میراب شود.
میراو. ( اِ مرکب ) میراب. ( ناظم الاطباء ). میرآب که در عرف میربحر گویند. ( آنندراج ). و رجوع به میراب شود.
میراب میر آب که در عرف میر بحر گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مِمِری که به عنوان مرکزی برای ترجمه برخی از مطالب رسانههای نوشتاری و تصویری عموماً عربزبان و فارسیزبان به زبانهای اروپایی فعالیت میکند، در فوریه ۱۹۹۸ به وسیله عضو سابق سازمان ضداطلاعات ارتش اسرائیل، سرهنگ ایگال کارمون و میراو وورمسر، نویسنده و عضو اسرائیلی انستیتوی هادسون در واشینگتن دیسی بنیانگذاری شد.