میرانیده

لغت نامه دهخدا

میرانیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) مُتَوَفّی ̍.( یادداشت مؤلف ) رجوع به میراندن و میرانیدن شود.

جمله سازی با میرانیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر چه خسرو را بمیرانی ز غم نام چون باقیست، میرانیده گیر

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران