لغت نامه دهخدا
میرهاشمی. [ ش ِ ] ( اِخ ) کوفته گری ( کوفته پزی ) بی نظیر بود و خلقی دلپذیر داشت. از اوست:
خوشم زان رو که تیرش در دل ناشاد جا دارد
که خواهد یاد من کرد از خدنگ خود چو یاد آرد.( از مجالس النفائس ص 243 ).
میرهاشمی. [ ش ِ ] ( اِخ ) کوفته گری ( کوفته پزی ) بی نظیر بود و خلقی دلپذیر داشت. از اوست:
خوشم زان رو که تیرش در دل ناشاد جا دارد
که خواهد یاد من کرد از خدنگ خود چو یاد آرد.( از مجالس النفائس ص 243 ).
کوفته گری بی نظیر بود و خلقی دلپذیر داشت
💡 ذکر غبار درگه آن میر هاشمی شاهان سرفراز بر افسر نوشته اند