لغت نامه دهخدا
میتی. [ م َ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به مرگ. ( ناظم الاطباء ).
میتی. [ م َ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به مرگ. ( ناظم الاطباء ).
منسوب و متعلق به مرگ
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به هانس کریستین اندرسن و زندگی پنهان والتر میتی اشاره کرد.
💡 رقصها بهطور سنتی منطقه ای هستند. آنها از زبانهای هندی، مالایایی، میتی (مانیپوری)، سانسکریت، تامیل، اودیا، تلوگو یا هر زبان هندی دیگر تشکیل شدهاند و نشاندهنده وحدت ایدههای اصلی در تنوع سبکها، لباسها و بیان هستند. در حال حاضر ۹ رقص رسمی کلاسیک در هند وجود دارد.
💡 رابرت کینگ در دبیرستان آرچبیشاپ میتی و کالج وستمونت تحصیل کرد و کاتولیک مذهب است.