موی کن

لغت نامه دهخدا

موی کن. [ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه مو را می کند. || ( اِ مرکب ) منقاش و موچینه. ( ناظم الاطباء ): منقاش؛ آهن موی کن. منتاخ.( منتهی الارب ). منماص؛ موی کن یعنی موی چنه. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

آنکه یا آنچه مو را می کند ٠ یا منقاش و مو چینه ٠ منقاش آهن موی کن ٠

جمله سازی با موی کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پرده سرا دید با چشم تر زنان موی کن کودکان مویه گر

💡 زنان موی کن کودکان اشگبار تو گفتی که شد رستخیز آشکار

💡 چون شدی از خواب خوش بیهوش و مست برگرفتی موی کن خاتون بدست

💡 که مارا ز مرگت چه آمد به سر زنان موی کن کودکان مویه گر

💡 همه سر برهنه همه موی کن ابا ناخن غم همه روی کن

💡 همه مویه ساز و همه موی کن همه دست غم برسر و سینه زن

نون خ یعنی چه؟
نون خ یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز