موم اندود
مترادفها
موممال، پوشیده شده با موم
متضادها
عریان، خشک
لغت نامه دهخدا
موم اندود. [ اَ ] ( ن مف مرکب ) موم اندوده. موم اندوده شده.موم آلود. آلوده به موم. || موم آلود. مشمع. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به موم آلود و مشمع شود.
فرهنگ فارسی
موم اندوده.
جمله سازی با موم اندود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عکسها که تصاویر منفی آنها بر روی کاغذ موم اندود گرفته شده و چاپ آنها بر روی کاغذ آغشته به نمک انجام پذیرفته، چیزی بیشتر از اسنادی جذاب از روسیه است، این عکسها نشان دهندهٔ نخستین قریحهٔ استثنایی فنتون در ترکیببندی و آرایش شکلها و رنگمایهها است.