مهکی

لغت نامه دهخدا

مهکی. [ م َ هََ ] ( اِخ ) یکی از طوایف کرد پشتکوه. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 68 ).
مهکی. [ م َ ]( اِخ ) دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد، واقع در 42هزارگزی جنوب غربی راه فرعی خرم آباد به کوهدشت با 150 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با مهکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشت مهکی یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر ده بید استان فارس قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.

💡 تپه کلک مهکی مربوط به عصر مس - مفرغ- سده‌های میانی دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان رومشکان، بخش مرکزی، دهستان رومشگان شرقی، روستای مهکی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۲۰۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 خندق چیا رشید در شهرستان کوهدشت، بخش رومشگان، دهستان رومشگان شرقی، روستای مهکی واقع شده و این اثر در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۶۰۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 ایل کرد از مردمان فیلی در پشتکوه محسوب می‌شود. فیلی‌های پشتکوه شامل دو دسته مهکی و کرد هستند.

💡 دریاچه گود مهکی (محکی) دریاچه‌ای فصلی در جنوب‌غربی دبیران در شهرستان زرین‌دشت استان فارس است. این دریاچه در مرز شهرستان‌های زرین‌دشت، جهرم و لارستان قرار دارد. ریشه نام دریاچه به رویش فراوان گیاه مهک (شیرین‌بیان) در این منطقه بازمی‌گردد.

💡 در میان مه غلیظ صبحگاهی، تنها سایه‌ای مهکی از درختان اطراف دیده می‌شد که باعث ایجاد فضایی بسیار مرموز و کمی ترسناک در جنگل شده بود.

💡 صدای مهکی از دوردست، گویی نوای یک ساز قدیمی بود که در سکوت شب، آرامش خاصی به دل شنوندگان در آن منطقه دورافتاده می‌آورد.

💡 او با نگاهی مهکی به عکس‌های قدیمی خود خیره شده بود، گویی می‌خواست خاطراتی را که سال‌ها پیش از دست داده بود، دوباره بازیابی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران