مهرپرور

لغت نامه دهخدا

مهرپرور. [م ِ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده دوستی. که در محبت و وداد کوشد. که دوستی ورزد. || ( ن مف مرکب ) پرورده به مهر و محبت. به دوستی و عطوفت برآمده. || پرورده به آفتاب و مهر. خورشیدپرورده. || مجازاً، زیبا و لطیف اندام:
خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک
گر ماه مهرپرور من در قبا رود.حافظ.

فرهنگ فارسی

پرورنده دوستی. که در محبت و وداد کوشد.

فرهنگ اسم ها

اسم: مهرپرور (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: m.-parvar) (فارسی: مِهرپرور) (انگلیسی: mehr-parvar)
معنی: ترکیب دو اسم مهر و پرور ( خورشید و پرورش دادن )، پرورنده ی محبت و دوستی، مهر انگیز، ( به مجاز ) زیبا و لطیف اندام

جمله سازی با مهرپرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشقت چو جان من بستد مهر برگرفت با جان مهرپرور من مهرپرور است

💡 بگو به افسر از این پس که دُر نظمت را نثار مقدم دلدار مهرپرور کن

💡 مه مهرپرور چو آمد به بام مهش مهربان گشته ماهش غلام

💡 به بزمت ماه‌پیکر ساقیان پیوسته در گردش به قصرت مهرپرور شاهدان هموار زانوزن

💡 چو من هست آن نگار مهرپرور و یا دل بر گرفت از مهر یکسر

💡 امیرهوشنگ مهرپرور و همکاران، مروری بر تاریخچه طب کار، فصلنامه علمی تخصصی طب کار، دوره پنجم/ شماره اول/ بهار ۲۲/صفحات۲۲–۲۲

شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز