لغت نامه دهخدا
مهرپرست. [ م ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده مهر:
چون دعا کرد ماه مهرپرست
شاه را داد بوسه ای بر دست.نظامی.
مهرپرست. [ م ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده مهر:
چون دعا کرد ماه مهرپرست
شاه را داد بوسه ای بر دست.نظامی.
پرستنده مهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا مهر پرست طبع گل راست بلبل شده عشر خوان پازند
💡 چون دعا کرد ماه مهر پرست شاه را بوسه داد بر سر دست