لغت نامه دهخدا
مهر خم. [ م ُ رِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سکوت و خاموشی است. مُهرِ جَم نیزآمده است و مُهرِ فَم هم، و این اخیر صحیح است یعنی مهر دهان. ( از برهان ).
مهر خم. [ م ُ رِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سکوت و خاموشی است. مُهرِ جَم نیزآمده است و مُهرِ فَم هم، و این اخیر صحیح است یعنی مهر دهان. ( از برهان ).
💡 تو بیک مه سه مهر خم دادی که بردشان مه دو هفته سجود