مهر جم
لغت نامه دهخدا
مهر جم. [ م ُ رِ ج َ ] ( اِخ ) مهر سلیمان. ( آنندراج ). مهر جمشید. خاتم و انگشتر جمشید. در حقیقت مراد از آن خاتم سلیمان است. در اسطوره های ایرانی بعد از اسلام سلیمان و جمشید تخلیط شده اند. صاحب آنندراج آرد: گویند مهری بود که بر آن نقش اسم اعظم بود:
خدنگت مرغ پرنده است و اسپت باد پوینده
مطیعت گشت مرغ و باد، گویی مهر جم داری.امیرمعزی.رجوع به خاتم جم و خاتم سلیمان و مهر سلیمان شود.
جمله سازی با مهر جم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باری قسم به جوشن داود و مهر جم یعنی به زلفکان تو وان لعل آبدار
💡 ز مهر جم چه کم آید خواص مهر ملک که بیپیمبر آن میکند که فرماید