لغت نامه دهخدا
منگک. [ م َ گ َ ] ( اِ ) قمار که به عربی میسر خوانند. ( برهان ) ( اوبهی ) ( آنندراج ). از منگ + ک ( پسوند ). رجوع به منگ شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || لاف وگزاف. ( برهان ). لاف و گزاف و لاف زن. ( ناظم الاطباء ).
منگک. [ م َ گ َ ] ( اِ ) قمار که به عربی میسر خوانند. ( برهان ) ( اوبهی ) ( آنندراج ). از منگ + ک ( پسوند ). رجوع به منگ شود. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || لاف وگزاف. ( برهان ). لاف و گزاف و لاف زن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عربی به این گونه طحمای خلیج گفته میشود و بنظر میرسد تهما خود گونهای شناخته شده در فارسی است و بسیار شبیه به بینرتیا است. این گونه درخت مانند تهما منگک و کاکل از گیاهان شورپسند است.