شش بندان

لغت نامه دهخدا

ششبندان. [ ش َ / ش ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) درخت تاک صحرایی که به تازی کرمةالسوداء و به شیرازی سیاه دارو گویند. ( ناظم الاطباء ). درخت تاک صحرایی که مانند عشقه بر درختها پیچد. ( از آنندراج ) ( از برهان ). کرمةالسوداء. سیاه دارو. ( از ذخیره خوارزمشاهی ). اینالیس مالینا. کرم اسود. کرمةالسوداء. بوطانیة. میمون. فاشرشنین. فاشرستین. هزارجشان. ( یادداشت مؤلف ). || شش روز اول از ماه شوال؛ یعنی پس از عید فطر که در آن شش روز روزه می دارند. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ششه. ( آنندراج ). شش یندان. رجوع به ششه و شش یندان شود.

فرهنگ عمید

= فاشرستین

جمله سازی با شش بندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راننده اجباری فیلمی به کارگردانی ناصر محمدی و نویسندگی محمدعلی بندانی محصول سال ۱۳۵۴ است.

💡 عدو بند است و فرزندانش همچون او عدو بندان خردمند است و فرزندانش همچون او خردمندان

💡 دمی کان غمزه صیدی را به خون غلتان کند که مشتاق کمند صید بندان می توان بودن

💡 از پدر وز مادر و فرزند و زن یاد آوریم ز آرزوی آن جگر بندان جگر بریان شویم

💡 يـعـنـى دسـتـار بندان هم چنانكه رسول خدا صلى اللّ ه عليه و آله دستارى بسر مىبـسـت و دامـنـه آن را بـه جـلو و پـشـت سـر آويـزان مـى كـرد، هـم چـنـيـن جـبـرئيـل

💡 بندان یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان علی‌جمال واقع شده‌است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، بندان ۵۸ نفر جمعیت دارد.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز