منوع

لغت نامه دهخدا

منوع. [ م َ ] ( ع ص ) بازدارنده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بازدارنده و بسیار منعکننده. ( غیاث ). شدیدالمنع. ( اقرب الموارد ): و اذا مسه الخیر منوعاً. ( قرآن 21/70 ).
منوع. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ منع. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به منع شود.
منوع. [ م ُ ن َوْ وِ ] ( ع ص ) نوع نوع سازنده. نوع نوع کننده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || نزد منطقیان بر فصل اطلاق می شودچه فصل است که نوع را به نوعیت تثبیت می نماید. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1417 ). فصل، منوع و مقسم جنس است. ( فرهنگ علوم عقلی ). رجوع به نوع و فصل شود.

فرهنگ فارسی

نوع نوع سازنده. نوع نوع کننده

جمله سازی با منوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما را چه که در مدح و هجا باز شماریم کاین خواجه منوع آمد و آن خواجه منیع است

💡 جمالش منور خیالش مصوّر عنادش منوع ودادش ممتّع

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز