منقلبات

مترادف‌ها

تغییرات، دگرگونی‌ها، تحولات

متضادها

ثبات، یکنواختی

لغت نامه دهخدا

منقلبات. [ م ُ ق َ ل ِ ] ( اِخ ) شهرهایی را گویند که در زمان لوط پیغمبر ویران شده اند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با منقلبات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فارغ شده ز منقلبات مدار دور گه زیردست بودن و گاهی زبر فراز

💡 من نشناسم مرا چه غم که منجم منقلبات بهار و دی بشناسد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران