منطقیون

لغت نامه دهخدا

منطقیون. [ م َ طِ قی یو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ منطقی. رجوع به منطقی ( معنی سوم ) شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جمع منطقی در حالت رفعی ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )

جمله سازی با منطقیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما دستوریان عربی که به الکتاب سیبویه لقب قرآن النحو نیز داده بودند اصولاً وقعی به انتقادهای منطقیون نمی‌نهادند و به طور کل چندان از محتوی آثار ترجمه شده یونانی جز در موارد اندکی که مثلاً در تعاریف اسم و فعل دیده می‌شود تأثیر نپذیرفتند.

💡 مواردی ساده‌تر از پارادکس راسل نیز وجود دارد که بیشتر با واقعت‌ها در زندگی نزدیک است و برای غیر منطقیون قابل فهم‌تر است. به عنوان مثال پارادوکس آرایشگر دهکده نمونه‌ای از آن است.

💡 ابو سلیمان محمد بن طاهر بن بهرام سجستانی از بزرگ‌ترین فلاسفه و منطقیون سده چهارم هجری ایرانی است. برخی از کتبی که نگارش آنها به سجستانی نسبت داده شده‌است به شرح زیر است.[نیازمند منبع]

💡 در سال ۱۴۷۳ فرمان لوئی یازدهم در مخالفت با نام‌گرایان خواندن آثارش را ممنوع کرد. اسقف آلبرت ساکسونیائی که خود از منطقیون نامی است شاگرد بوریدان بود.