منشر
لغت نامه دهخدا
منشر. [م ُ ش َ ] ( ع ص ) پراکنده و افشانده. ( ناظم الاطباء ).
منشر. [ م ُ ش ِ ] ( ع ص ) زنده گرداننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
منشر. [ م ُ ش ِ ] ( اِخ ) از صفات خداوند عالم است که زنده کننده و برگرداننده حیات و زندگانی است. ( ناظم الاطباء ).
منشر. [ م ُ ن َش ْش َ ] ( ع ص ) پریشان و پراکنده. منشرة. ( ناظم الاطباء ). گسترده و نشرداده: ملأ منشر. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پریشان و پراکنده. منشره
جمله سازی با منشر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو پسر بدو، تک آهنگی از وودکید است که در آلبوم «عصر طلایی» منتشر شد. این آهنگ در ۲۰۱۱ ضبط شد اما در ۲۱ می ۲۰۱۲ منشر شد.
💡 ویکتور پیچمن دربارهٔ ارمنیان و نسلکشی در سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۴۰ دو کتاب منشر نمودهاست او در کتاب خود مینویسد:
💡 این کتاب توسط کامران جمالی ترجمه و توسط نشر مهناز در سال ۱۳۷۷ منشر شدهاست. این ترجمه در سال؟ توسط نشر کتاب خورشید منتشر شده و به چاپ دوم رسیدهاست.
💡 آهنگی بعدی اش که بعد از آن سر دنیا منتشر شد، "فاتح" نام دارد. این آهنگ در ژانویه ۲۰۱۶ و موزیک ویدیو آن ماه بعدش منشر گردید.
💡 درخت چوبآهنی، چهارمین کتاب این مجموعه میباشد که در ۶ آوریل ۲۰۰۴ منشر شدهاست.