لغت نامه دهخدا
ملزی. [ م َ ل َ زا ] ( ع اِ ) ( از «م ل ز» ) فروشی که در آن برای مشتری رجوعی مر بایع را نباشد. ( ناظم الاطباء ): بعته الملزی؛ یعنی آزاد فروختم آن را. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). و رجوع به مَلَسی ̍ معنی آخر شود.
ملزی. [ م َ ل َ زا ] ( ع اِ ) ( از «م ل ز» ) فروشی که در آن برای مشتری رجوعی مر بایع را نباشد. ( ناظم الاطباء ): بعته الملزی؛ یعنی آزاد فروختم آن را. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). و رجوع به مَلَسی ̍ معنی آخر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۵۰۵، لئوناردو دا وینچی شاگرد دیگری را به نام کنت فرانسیسکو ملزی اختیار نمود. کسی که ادعا میشود محبوبترین شاگرد در نزد وی بودهاست. او به همراه دا وینچی به فرانسه مسافرت کرد و تا آخر عمر دا وینچی در کنار او باقیماند. پس از مرگ دا وینچی تمامی کارهای او به ملزی رسید و او از آنها به خوبی نگهداری کرد.
💡 این طراحیها در ابتدا به فرانچسکو ملزی واگذار شد. در ج. ۱۵۸۲–۱۵۹۰ آنها توسط پمپئو لئونی از وارثان او خریداری شدند و تا سال ۱۶۳۰ آنها به توماس هاوارد، دومین ارل آروندل تعلق داشتند. از سال ۱۶۹۰ مطالعات در مجموعه سلطنتی انگلستان نگهداری میشود.