ملامت گزین

مترادف‌ها

ملامت‌گر، سرزنش‌گر، عیب‌جو

متضادها

ستایش‌گر، ممدوح

لغت نامه دهخدا

ملامت گزین. [ م َ م َ گ ُ ] ( نف مرکب ) ملامت گزیننده. اختیارکننده ملامت. طالب سرزنش:
در کوی عشق دیوی و دیوانگی است عقل
بس عقل کو ز عشق ملامت گزین گریخت.خاقانی.

فرهنگ فارسی

ملامت گزیننده. اختیار کننده ملامت. طالب سرزنش.

جمله سازی با ملامت گزین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در کوی عشق دیوی و دیوانگی است عقل بس عقل کو ز عشق ملامت گزین گریخت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران