لغت نامه دهخدا
ملاطیه. [ م َ طی ی َ ] ( اِخ ) شهری از آسیای صغیر به کاپادوکیه. ملطیه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). همان ملطیه است. ( قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به ملطیه شود.
ملاطیه. [ م َ طی ی َ ] ( اِخ ) شهری از آسیای صغیر به کاپادوکیه. ملطیه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). همان ملطیه است. ( قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به ملطیه شود.
💡 به هنگامی که سلجوقیان به گسترش قدرت خود در آسیای کوچک مشغول بودند یکی دیگر از رؤسای ترک بنام گمشتگین بن دانشمند در ولایت کاپادوکیا یعنی در شهرهای سیواس و قیساریه و ملاطیه دولتی جهت خود ترتیب داد و در نزدیکی این محل اخیر فرانکها را بسختی مغلوب نمود.