مقام طلب
مترادفها
جاهطلب
متضادها
فروتن، بیتوقع، بیمصلحت
لغت نامه دهخدا
مقام طلب. [ م َ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) مقام جو. جوینده مقام. طالب مقام. آنکه پیوسته خواهد از مناصب و مشاغل فروتر به مناصب و مشاغل بالاتر دست یابد. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
مقام جو جوینده مقام
جمله سازی با مقام طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرگز نرسیدست بمطلوب کسی هرکس که دروست در مقام طلب است
💡 در مسیر سلوک عرفانی، فرد باید از هرگونه مقام طلب و خودخواهی دوری گزیند تا بتواند به حقیقت و کمال معنوی دست یابد.
💡 برخورد با افرادی که همواره مقام طلب هستند، میتواند فرآیند همکاریهای تیمی در محیطهای کاری را با چالشهای اخلاقی و مدیریتی روبرو کند.
💡 او همیشه سعی میکرد فراتر از مقام طلب بودن، بر یادگیری و خدمت به دیگران تمرکز کند تا شخصیت انسانی خود را ارتقا دهد.