مفرع

لغت نامه دهخدا

مفرع. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) فرودآینده از کوه. گویند: لقیت فلاناً فارعاً مفرعاً؛ فلان را دیدم در حالی که یکی ازما دو نفر از کوه بالا می رفت و دیگری فرودمی آمد. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفرع. [ م ِ رَ ] ( ع ص ) آنکه بازدارد قوم را از شورش و اصلاح کند میان ایشان. ج، مفارع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفرع. [ م ُ رَ / م ُ رِ ] ( ع ص ) رجل مفرع الکتف؛ مرد پهن کتف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ). مرد پهن کتف یا بلندکتف. ( از اقرب الموارد ). || دراز از هر چیز. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مفرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه دار ودرفش فرج‌الله بیگی مربوط به مفرع - عصر آهن است و در شهرستان کرمانشاه، بخش مرکز ی، دهستان بالادربند، ۱/۲ کیلومتری جنوب شرق روستای خانم آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۱۴۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز