مفاعیل

لغت نامه دهخدا

مفاعیل. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مفعول. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مفعول شود.
- مفاعیل خمسه؛ عبارت از مفعول به، مفعول معه، مفعول فیه، مفعول له و مفعول مطلق است. و رجوع به همین کلمه ها شود.
|| ( اصطلاح عروض ) یکی از اجزاء عروضی است و این از «مفاعیلن » منشعب گردد بدین سان که ساکن سببی که در آخر جزو باشد بیندازند و متحرک آن را ساکن گردانند تا جزو کوتاه شود و «مفاعیلن » به قصر «مفاعیل » شود و آن را مقصور خوانند. ( از المعجم چ دانشگاه ص 52 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مفعول: ۱ - مفعولها. ۲ - یکی از اوزان عروضی است.

جمله سازی با مفاعیل

💡 بر بحر هزج گفتی و تقطیعش کردی مفعول مفاعیل مفاعیل فعولان

💡 از وزن چه پرسید که بیرون ز شمارست مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل

💡 هست در حکمت سند قول رسول یا مفاعیل فعالیل فعول

💡 تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات

💡 مفاعلین مفاعلین مفاعیل هزج آغاز کن در هفت پرده