معیان

لغت نامه دهخدا

معیان. [ م ِع ْ ] ( ع ص ) آب و کاه جوینده قوم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه آب و کاه برای قوم می جوید. ( ناظم الاطباء ). || رجل معیان؛ مرد سخت چشم زخم رساننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رهش گاز در هنگام ساخت خلاء فوق-بالا یکی از مشکلات اساسی و دشواری‌ها است. ناسا و آژانس فضایی اروپا لیستی از مواد با خاصیت رهش گاز بسیار کم را منتشر کرده‌اند تا در سفینه‌های فضایی مورد استفاده قرار بگیرد. محصولات ناشی از رهش گاز می‌تواند داخل تجهیزاتی مانند عدسی‌ها و تجهیزات نوری، رادیاتورهای گرمایی و صفحه‌های خورشیدی، کندانس یا معیان گردد و در عملکرد بهینه آنها اختلال ایجاد کند.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز