معنی شکار
واژه «معنیشکار» در زبان فارسی و بر اساس منابع لغوی مانند لغتنامه دهخدا به فردی گفته میشود که توانایی کشف، دریافت و صید کردن معانی و مفاهیم عمیق و دقیق در سخن، شعر یا نوشتهها را دارد و میتواند از دل واژهها و جملات، مضامین زیبا و ارزشمند استخراج کند. این ترکیب از دو بخش «معنی» به معنای مفهوم و مضمون و «شکار» به معنای صید کردن و به دست آوردن تشکیل شده است و در مجموع به کسی اشاره دارد که مانند شکارچی، به دنبال یافتن معانی پنهان و لطیف در کلام است. در متون ادبی فارسی، «معنیشکار» معمولاً برای توصیف شاعران و ادیبانی به کار میرود که قدرت بالایی در آفرینش و درک مفاهیم عمیق دارند و میتوانند از یک عبارت ساده، معنایی گسترده و هنرمندانه استخراج کنند. این واژه نشاندهنده ذوق ادبی، دقت ذهنی و توانایی تحلیل معنایی در سطحی بالاست که هر فردی قادر به درک آن نیست. در اشعار شاعران بزرگی مانند صائب، این مفهوم به صورت ستایشآمیز برای بیان توانایی شاعر در خلق مضامین تازه و زیبا استفاده شده است. معنیشکار بودن تنها به معنای فهم ظاهری کلمات نیست، بلکه به کشف لایههای پنهان معنا و زیباییهای ادبی اشاره دارد. این واژه در فرهنگ ادبی فارسی بار معنایی مثبت دارد و نشاندهندهٔ خلاقیت، هوش زبانی و قدرت تخیل بالا در فرد است. بنابراین، «معنیشکار» به معنای فردی است که توانایی کشف، درک و آفرینش معانی و مضامین عمیق و زیبا را دارد و در ادبیات فارسی به عنوان صفتی برای شاعران و ادیبان خلاق و نکتهسنج به کار میرود.
لغت نامه دهخدا
معنی شکار. [ م َ ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه صید معنی کند. ( آنندراج ). آنکه معانی و مضامین خوب و عالی ابداع کند:
بال پروانه ترا هرچند صائب بسته اند
شکر خاطر معنی شکارت داده اند.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
آنکه صید معنی کند آنکه معانی و مضامین خوب و عالی ابداع کند.
جمله سازی با معنی شکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرغ معنی شکار کی شودت تا نگردی تمام چشم چه دام
💡 پاس گر می داشتم شب های تار خویش را صید می کردم دل معنی شکار خویش را
💡 حرص معنی شکار عبرت نیست دیدهٔ دام را کجاست نگاه
💡 طبع را فیض خموشی میکند معنی شکار نیست دامی جز تأمل وحشی اندیشه را