لغت نامه دهخدا
معای. [ م َ ] ( ع ص ) ابل معای؛ شتران مانده، و ابل معایا نیز چنین است. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معای. [ م َ ] ( ع ص ) ابل معای؛ شتران مانده، و ابل معایا نیز چنین است. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنج دهان معای شیب کند آب از صفت... ر او چو سازم گفتار