معاول
مترادفها
جایگزینها، جانشینها
لغت نامه دهخدا
معاول. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِعوَل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج ِ معول به معنی آهنی که بدان کوه کنند و میتین. ( آنندراج ). و رجوع به معول شود.
معاول. [ م َ وِ ] ( اِخ ) از قبایل ازد. ( از منتهی الارب ). قبیله ای است از ازد. ( از اقرب الموارد ). بطنی است از ازد. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ عمید
= مِعول
جمله سازی با معاول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سیستمهای قدیمی اداری، معاول یا جایگزین هر کارمند، باید در زمان غیبت او تمام وظایف و مسئولیتهای اصلی را به خوبی انجام میداد.
💡 اگر مدیر اصلی در جلسه حضور نداشت، معاول او موظف بود تصمیمات لازم را اتخاذ کند تا روند کاری مجموعه متوقف نشود.
💡 انتخاب یک معاول با تجربه و توانمند برای رهبر تیم، یکی از استراتژیهای مهم در مدیریت بحران برای حفظ پایداری سازمان است.