مصلحت دان

لغت نامه دهخدا

مصلحت دان. [ م َ ل َ ح َ ] ( نف مرکب ) که صلاح کار بداند. که نیک و بد امور دریابد. کنایه از عاقل و هوشیار و فهمیده: وزیرصاحب تدبیر... که صایب رای و مصلحت دان بود پیش پادشاه رفت. ( سندبادنامه ص 226 ). و رجوع به مصلحت بین شود.

جمله سازی با مصلحت دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر برملا نمی خورمش عین مصلحت دان ترسم که راز سینه کند آشکار باده

💡 که عقل مصلحت دان چون گهر سفت به اول جنگ آخر آشتی گفت

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز