مشاجرات
مترادفها
دعواها، نزاعها، ستیزهها، مرافعهها
متضادها
صلحها، سازشها
لغت نامه دهخدا
مشاجرات. [ م ُ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ مشاجرة. رجوع به مشاجَرة شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر و اسم ) جمع مشاجره
جمله سازی با مشاجرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «با قدرت خود زندگی کن» داستان زوجی است که مدتها در رابطه بودهاند و درگیریهای مختلفی را تجربه میکنند. پس از شروع مشاجرات مختلف، آنها تصمیم به جدایی گرفتند.این دو نفر به جای خوشبختی پس از جدایی ناامید شدند. با این حال، چون آنها نمیخواهند به زمین خوردن ادامه دهند، تصمیم میگیرند بلند شوند و با اطمینان بیشتری زندگی خود را ادامه دهند.
💡 در سال ۱۹۶۳، این فدراسیون با پذیرش مستعمرات سلطنتی جدید بریتانیا در سنگاپور، ساباه (بورنئوی شمالی بریتانیا) و ساراواک، تغییر نام داد. سلطاننشین برونئی در ابتدا نسبت به پیوستن به این فدراسیون ابراز تمایل نمود، ولی در اثر مخالفت از سوی فرقههای مشخصی از مردم و نیز مشاجرات بر سر پرداخت حقالامتیاز نفتی و جایگاه سلطان در این اتحادیه ادغامی از آن خارج شد.