لغت نامه دهخدا
مسیان. [ م ُ س َی ْ یا ] ( ع اِ مصغر ) مصغر مساء. شبانگاه. ج، مسیانات. ( منتهی الارب ): أتیته مسیاناً؛ آمدم آن را در شب. ( ناظم الاطباء ).
مسیان. [ م ُ س َی ْ یا ] ( ع اِ مصغر ) مصغر مساء. شبانگاه. ج، مسیانات. ( منتهی الارب ): أتیته مسیاناً؛ آمدم آن را در شب. ( ناظم الاطباء ).
💡 او از شاگردان داریوس میو و الیویه مسیان در دهه چهل میلادی بود و از سال ۱۹۹۵ عضو آکادمی دانش و هنر آمریکا میباشد همچنین آثار او برنده جایزههای بسیار زیادی در سراسر جهان بودهاند.
💡 وی دانشآموختهٔ دانشگاه ییل بود و سپس به پاریس رفت و آموختههای خود نزد الیویه مسیان و نادیا بولانژه تکمیل کرد و بعدها، استادِ رشتهٔ موسیقی در دانشگاه شیکاگو شد.