لغت نامه دهخدا
مسکوکات. [ م َ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسکوک و مسکوکة. سکه شده ها. سکه ها.
مسکوکات. [ م َ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مسکوک و مسکوکة. سکه شده ها. سکه ها.
( اسم ) جمع مسکوکه ( مسکوک )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 را اسکورت کرده و ۱۸۰۰ مسکوکات طلا به صورت سالانه به او میدادند. دستورهای او شامل ترغیب دریاسالار «پیترو موسنیگو» جهت حمله به عثمانیها و تلاش جهت ترتیب دادن همکاری دریایی با پادشاهی قبرس و شوالیههای رودس میشدند. همچنین او مسئول سه کشتی پارویی پر از توپ، مهمات و کارکنان نظامی بود که قرار بود به اوزون حسن کمک کنند.
💡 تا سال ۱۷۵۰، صنعت مسکوکات پروس متشکل از شرکتهای نیمه خصوصی بود که توسط استادان ضرب مسکوکات اداره میشد. بعد از آن مدیران ضرب مسکوکات که در خدمت شاه بودند اداره مسکوکات پروس را بهعهده گرفتند. در سال ۱۷۵۰ میلادی پروس دو و حتی سه معیار مسکوکات داشت که برای ادارات و مخصوصاً برای پرداخت تحویلدهی نقره آزاردهنده بود.
💡 از سکههای خسرو پیداست که او کوشیده تا مسکوکاتش را مشابه مسکوکات بیزانسی بکند، اما بعد از او دنبالهٔ این کار را نگرفتند. از زمان خسرو به بعد خطوط سکهها تغییری نمیکند و اگر سوابق حروف در سکههای قدیمیتر وجود نداشت، خواندن آنها غیرممکن میشد. عیار سکههای دورهٔ خسرو مانند دورههای قبل و بعد از اوست. بهطور کلی در سراسر دورهٔ ساسانی، عیار پول تغییری نکرده است.