مسجح

لغت نامه دهخدا

مسجح. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) آسان دارنده و عفونماینده و درگذارنده. ( از منتهی الارب ). نیکوعفوکننده. ( از اقرب الموارد ). رجوع به اسجاح شود.

جمله سازی با مسجح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوخطاب اصالتاً ایرانی بود اما پدرش اهل کعبه بود. او موسیقی را از ابن مسجح فرا گرفت و سپس از عزة المیلاء فن هم‌نوازی با خوانندگان را آموخت.

💡 ابن مسجح یکی از کسانی است که در صدر اسلام به آهنگهای ایرانی علاقه‌مند شده بودند و با الهام از نغمه‌های ایرانی آهنگ می‌ساختند. روایت شده است که خود ابن مسجح به‌خاطر همین آوازهایی که با الهام از موسیقی ایران می‌ساخت از بندگی خواجه‌اش آزاد شد.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
حدس یعنی چه؟
حدس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز