مستوفا
مترادفها
کامل، تمام، پرداخته شده
متضادها
ناقص
لغت نامه دهخدا
مستوفا. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مستوفی. تمام گرفته شده. ( غیاث ). بسیار. کافی:
قصیده خرد ولیکن به قدر و فضل بزرگ
به لفظ موجز و معنیش باز مستوفاست.مسعودسعد.و رجوع به مستوفی ̍ شود.
فرهنگ فارسی
تمام گرفته شده
جمله سازی با مستوفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سایه شه بر سرم بادا که هر کو بر سرش سایه شه بود دولتهای مستوفا براند
💡 تمام خواستهها و شرایط مطرح شده در قرارداد، به صورت کامل و مستوفا توسط شرکت پیمانکار در طول دوره اجرای پروژه رعایت شد.
💡 پس از بررسی دقیق اسناد، مشخص شد که تمام مراحل اداری مورد نیاز برای صدور مجوزهای ساخت، به طور کامل و مستوفا انجام شده است.
💡 او تلاش کرد تا تمام وظایف محوله را به صورت مستوفا و با دقت بسیار بالا انجام دهد تا اعتماد مدیران ارشد شرکت را جلب کند.