مستعف
مترادفها
پاکدامن، عفیف، پرهیزکار
متضادها
زیادهرو، طماع
لغت نامه دهخدا
مستعف. [ م ُ ت َ ع ِف ف ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعفاف. پارسا و پاکدامن و پرهیزگار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استعفاف شود.
جمله سازی با مستعف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۳- مجلسنویس ۱۴- مستعف الممال