کلمه «مستعر» نعت فاعلی از واژه «استعرار» است و در اصل به معنای چیزی است که شعلهور یا درگیر باشد. در منابع فقهی و ادبی، این واژه بهطور خاص برای توصیف جنگ یا نبرد به کار رفته است و به حالتی اشاره دارد که مردم درگیر جنگ و درگیری مسلحانه شدهاند. به عبارت دیگر، مستعر، جنگی است که به شدت شعلهور و فعال شده و نیروهای درگیر در آن حضور دارند. در متون قدیمی مانند «ناظم الاطباء» و «اقرب الموارد»، این واژه برای اشاره به جنگهای واقعی و جاری استفاده شده است. همچنین در آثار ادبی مانند «جهانگشای جوینی» دیده میشود که توصیفکننده مردانی است که در آتش جنگ و پیکار مشتاق و آماده میشوند. بنابراین، مستعر نه تنها به معنای شعلهور بودن آتش بلکه به معنای شدت یافتن درگیری و حضور فعال در جنگ نیز هست. به طور کلی، این واژه صفاتی چون فعال، درگیر و مشتاق در نبرد را منتقل میکند و بیانگر شدت عمل و جنبوجوش در میدان جنگ است.
مستعر
لغت نامه دهخدا
مستعر. [ م ُ ت َ ع ِرر ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعرار. حرب درگیرنده. ( ناظم الاطباء ). جنگی که بین مردم درگیر شده باشد. ( اقرب الموارد ). درگیر جنگ. رجوع به استعرار شود: و داد مردانگی بداد و مستعد کار شد و مستعر آتش جنگ و پیکار. ( جهانگشای جوینی ).
جمله سازی با مستعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ورنه، نه باور کند خرد که به یک جا ماء معین جفت نار مستعر آمد