مستعر

لغت نامه دهخدا

مستعر. [ م ُ ت َ ع ِرر ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعرار. حرب درگیرنده. ( ناظم الاطباء ). جنگی که بین مردم درگیر شده باشد. ( اقرب الموارد ). درگیر جنگ. رجوع به استعرار شود: و داد مردانگی بداد و مستعد کار شد و مستعر آتش جنگ و پیکار. ( جهانگشای جوینی ).

جمله سازی با مستعر

💡 ورنه، نه باور کند خرد که به یک جا ماء معین جفت نار مستعر آمد

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز