عکش

لغت نامه دهخدا

عکش. [ ع َ ] ( ع مص ) حمله کردن. ( از منتهی الارب ). بازگشتن بر کسی، و گویند حمله کردن بر آن. ( از اقرب الموارد ). || بافتن تننده خانه را. ( از منتهی الارب ). بافتن عنکبوت. ( از اقرب الموارد ). || گرد کردن و فراهم آوردن. ( از منتهی الارب ). جمع کردن. ( از اقرب الموارد ). || گرد گرفتن سگان گاو نر را. ( از منتهی الارب ). احاطه کردن سگان ثور را. ( از اقرب الموارد ). || سخت بستن کسی را. ( از منتهی الارب ). «وثاق » کسی را بستن. ( از اقرب الموارد ). || سبقت گرفتن بر کسی. ( از اقرب الموارد به نقل از الاساس ).
عکش. [ ع َ ک َ ] ( ع مص ) پیچیده شدن موی و بر هم نشستن آن. || بسیار و انبوه گردیدن گیاه و در خود پیچیدن آن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عکش. [ ع َک ِ ] ( ع ص ) موی مرغول. ( منتهی الارب ). موی مجعد. ( از اقرب الموارد ). || مرد که از وی نیکوئی نیاید.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || فراهم آورنده چیزی. ( منتهی الارب ). جامع. ( اقرب الموارد ).

دانشنامه عمومی

عکش ( به عربی: عکش ) یک روستا در سوریه است که در ناحیه بری شرقی واقع شده است. عکش ۱٬۱۶۷ نفر جمعیت دارد.

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز