مستحفظین
مترادفها
نگهبانان، حافظان
متضادها
غافلان، آسیبرسانان
لغت نامه دهخدا
مستحفظین. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مستحفظ ( در حالت نصبی و جری ). رجوع به مستحفظ شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مستحفظ درحالت نصبی وجری ( درفارسی مراعات این قاعده را نکنند ).
جمله سازی با مستحفظین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مستحفظین جنگل هر یک مسئول حوزهای معین بودند که حوزه استحفاظیه نامیده میشد. این مستحفظین بهطور مرتب جنگلهای حوزه استحفاظیه خود را بازدید میکردند و ضمن تهیه نقشه جنگلهای حوزه خود، مشاهدات خود را با نظام نقشههای تقریبی (کروکی) به رؤسای ناحیه تسلیم مینمودند. همچنین برای جنگلهای جنوب و نظارت بر نگهداری مقداری نهال چندل که از زنگبار آورده شده بود یک نفر قراول به جنوب اعزام شد ولی بهعلت تأخیر در پرداخت توفیقی بهدست نیامد.